هستی جونمهستی جونم، تا این لحظه: 13 سال و 8 ماه و 26 روز سن داره

هستی نفس مامان و بابا

بالاخره بعد از 1 غیبت طولانی اومدیم

1393/3/27 19:44
نویسنده : مامان هستی
124 بازدید
اشتراک گذاری

سلام نازنین دخترم محبت

قربونت برم که ماشالا چقدر بزرگ شدی و واسه خودت 1 خانم تمام شدی عزیزم. مشکلات زیادی  از جمله تموم شدن اینترنت ،مریض بودن تو و شیطنت های روزافزون خانم خانما باعث شد تا 5 ماه از وبلاگت دور بمونم و نتونم بیام خاطرات قشنگت رو ثبت کنم. ببخشید عزیزم .اما درعوض حالا با کلی عکس و خبر از دخملی اومدم.بعد از تولدت مدتی بود همش تب میکردی همه میگفتن به خاطر دندونای آسیابه اما نبود. بردمت دکتر و 1 دوره آنتی بیوتیک مصرف کردی تا خدا روشکر خوب شدی. بمیرم واست مامان جونم که چقدر ضعیف شده بودی .اول اسفند ماه به همراه بابایی بردیمت آتلیه و چندتا عکس خوشگل ازت گرفتیم و تا عید عکسات آماده شدن.2 تا از اونا رو دادیم به مامان بزرگا 6 تا کوچیک هم به خاله ها و عمه دادیم 2تا بزرگا رو هم که عکسای اصلی بودن زدیم تو اتاق بالای تختت.هروقت کسی میاد خونمون میبریش تو اتاق و با خوشحالی به عکسات اشاره میکنی و نشونشون میدی.عزیزدلمییییییییییی مامان با این فهم و شعورت.

اما عکسای خوشگل خانم

 

 

پسندها (1)

نظرات (0)